واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۹۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در سمجی چون توانم آرامیدن کز تنگی آن نمی‌توان خسبیدن یارب که همی به چشم خواهم دیدن جایی که در او فراخ بتوان دیدن

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۹۶ | واژه جو