مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۹۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
تا خسته دل مرا بریده ست ز تن دارم گله هاش را چو شمشیر سخن لیکن چکنم گفت نمییارم من کان پسته دهن کرد مرا بسته دهن
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
تا خسته دل مرا بریده ست ز تن دارم گله هاش را چو شمشیر سخن لیکن چکنم گفت نمییارم من کان پسته دهن کرد مرا بسته دهن