واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۸۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

سیراب گلابی تو بر آتش خارم دو دست دمم که جز به آتش نارم نشگفت ز بس که در دل آتش دارم کز دیده چو شمع اشک آتش بارم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۸۶ | واژه جو