واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۸۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از خود به تو من بتا گمانها دارم وز کرده خویش داستانها دارم اندر سر صحبت تو جانها دارم بر مایه عشق تو زیانها دارم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۸۵ | واژه جو