واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۵۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هر یک چندی به قلعه‌ای آرندم اندر سمجی کنند و بسپارندم شیرم که به دشت و بیشه نگذارندم پیلم که به زنجیر گران دارندم

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۲۵۴ | واژه جو