واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

در حبس مرنج با چنین آهن‌ها صالح بی‌تو چگونه باشم تنها گه خون گریم به مرگ تو دامنها گه پاره کنم ز درد پیراهنها

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۲ | واژه جو