واژه جو

مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۱۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

هنگام گل ار به باغ بلبل نبود مل را به جهای شفیع چون گل نبود گل را ملکا رفیق چون مل نبود در بزم ز لهو بانگ غلغل نبود

معنی مسعود سعد سلمان | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۱۹ | واژه جو