واژه جو

مسخنة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مسخنة. [ م ِ خ َ ن َ ] (ع اِ) دیگ آب گرم کن که به «تور» ماند. (از منتهی الارب ). کتری (کتلی ) و ظرفی شبیه به آفتابه که در آن آب گرم کنند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، مَساخن . (ناظم الاطباء).

معنی مسخنة | واژه جو