واژه جو

مسخنات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مسخنات . [ م ُ س َخ ْ خ ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ مسخن و مسخنة. گرم کنندگان . (غیاث ) (آنندراج ). رجوع به مسخن شود. ◄ داروهای گرم و چیزهایی که حرارت بدن را افزون کنند. ضد مبرّدات . (ناظم الاطباء).

معنی مسخنات | واژه جو