واژه جو

مستمهل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مستمهل . [ م ُ ت َ هَِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استمهال . آنکه مهلت می خواهد. مهلت جوی . مهلت خواهنده . رجوع به استمهال شود.

معنی مستمهل | واژه جو