واژه جو

مستمندانه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مستمندانه . [ م ُ م َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی، ق مرکب )فقیرانه و نیازمندانه . هر چیز منسوب به فقر و پریشانی و تنگدستی . (ناظم الاطباء). رجوع به مستمند شود.

مترادف و متضاد واژه‌دان

فقیرانه، مفلسانه غمگنانه، اندوهناکانه

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مستمندانه | واژه جو