واژه جو

مسترضی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مسترضی . [ م ُ ت َ ضا ] (ع ص ) نعت مفعولی از استرضاء. راضی و رضامند. (غیاث ) (آنندراج ). رجوع به استرضاء شود.

مسترضی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استرضاء. رضاجو و خوشنودی خواهنده . (غیاث ) (آنندراج ). رضای کسی را طلب کننده . (اقرب الموارد). رجوع به استرضاء شود.

معنی مسترضی | واژه جو