واژه جو

مسترضع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مسترضع. [ م ُ ت َ ض ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استرضاع . شیرده خواهنده . (منتهی الارب ). رضیعه و دایه خواهنده . (اقرب الموارد). ◄ شیرخواره . شیرخورنده : ما به بحر نور خود راجع شدیم وز رضاع اصل مسترضع شدیم . مولوی (مثنوی ). و رجوع به استرضاع شود.

معنی مسترضع | واژه جو