واژه جو

مستاصل

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

بیچاره، بی‌نوا، ناتوان، درمانده، وامانده مجبور زله، لابد بدبخت، پریشان‌حال، شوربخت

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مستاصل | واژه جو