واژه جو

مست کردن

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

مست‌شدن، شراب‌زده شدن، سرمست کردن شیفته کردن، شیدا کردن، بی‌قرار کردن غفلت‌زده کردن، غافل کردن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مست کردن | واژه جو