واژه جو

مسئول

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

مسئول دولتی، وزیر، معاون وزیر، صاحب منصب، بوروکرات، دیوانی، مستوفی استاندار، فرماندار، شهردار، بخشدار کارمند، کارشناس، کارمند اداره، اداری مقامات، سیاست‌گذاران، دولتمردان، زمامداران، سردمداران، مسئولان مترون، مسافرخانه‌چی عضو [منصب]

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مسئول | واژه جو