واژه جو

مزین

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

آراسته، دکور شده، پیراسته، مرصع، مهذب، طلاکاری شده، مرواریددوزی، مرواریدنشان، مرواریدی، مطلا، معرق ملون اتوکشیده، مرتب، منظم منقش، دارای نقش‌ونگار، نقاشی‌شده، عکس‌دار، مشجر، نگارکرده

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مزین | واژه جو