واژه جو

مذوی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مذوی . [ م ُذْ ] (ع ص ) گرما که پژمراند تره را. (آنندراج ). ذوی النبت، ذبل : و اذواه الحر، أذبله . (متن اللغة). نعت است از اذواء.

معنی مذوی | واژه جو