واژه جو

مذوق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مذوق . [ م َ ] (ع ص ) چشیده شده . (یادداشت مؤلف ). - مذوقات ؛ چشیده ها. (فرهنگ فارسی معین ). مقابل مبصرات و مسموعات و مشمومات و ملموسات . (یادداشت مؤلف ). ◄ مذیق ؛ شیر آمیخته با آب .(یادداشت مؤلف از بحر الجواهر).

معنی مذوق | واژه جو