واژه جو

مدیر

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

مدیرعامل، عضو موظف هیئت مدیره، معاون مدیرعامل، سرپرست، فورمن، معاون رئیس دانشگاه، رئیس بانک مرکزی، دبیر کل [حزب، سازمان ملل] مدیریت، معاونت گرداننده، اداره‌کننده، سکان‌دار، عامل، زمامدار، مسئول

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مدیر | واژه جو