واژه جو

مدیریت

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

ریاست، سرپرستی، نظارت، عاملیت، اداره، انتصاب، هدایت، راهبری، حکمرانی حاکمیت شرکتی آقایی، سروری، مدیرکلی، معاونت تصدی‌گری، انحصار، شرکتهای انحصاری زمام امور، لگام، کمند، سکان کارگاه مدیر

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی مدیریت | واژه جو