واژه جو

محکومی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

محکومی . [ م َ ] (حامص ) حالت و چگونگی محکوم : حرص رباخواره ز محرومی است تاج رضا بر سر محکومی است . نظامی (مخزن الاسرار ص ١٥٦).

معنی محکومی | واژه جو