واژه جو

مجنوح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مجنوح . [ م َ ] (ع ص ) شتری که جوانح وی از گرانی بار شکسته باشد. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

معنی مجنوح | واژه جو