واژه جو

مجنوبة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مجنوبة. [ م َ ب َ ] (ع ص ) سحابة مجنوبة؛ ابری که باد جنوب در آن وزد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ابری که باد جنوب در وی وزد و آن را پراکنده کند. (ناظم الاطباء).

معنی مجنوبة | واژه جو