واژه جو

متهجس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متهجس . [ م ُ ت َ هََ ج ْ ج ِ ] (ع ص ) نان فطیر ناخواسته یعنی بی خمیر . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). خبز متهجس، یعنی نان فطیر که خمیر آن نرسیده باشد و متهجش با شین مصحف این کلمه است . (از اقرب الموارد). نان فطیر که خمیر آن برنیامده باشد. (ناظم الاطباء). نان فطیر که خمیر آن تخمیر نشده باشد. (از لسان العرب ).

معنی متهجس | واژه جو