واژه جو

متهجر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متهجر. [ م ُ ت َ هََ ج ْ ج ِ ] (ع ص ) به مهاجران ماننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). مانا به مهاجران یعنی آنان که از وطن خود هجرت کرده اند. (ناظم الاطباء). ◄ کسی که در گرمای نیمروز سفر میکند و به جایی میرود. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تهجر شود.

معنی متهجر | واژه جو