متعرض شدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
خاطرنشان ساختن، متذکر شدن، یادآوری کردن اعتراض کردن انتقاد کردن، به نقدکشیدن مزاحم شدن، پاپی شدن، ایجاد دردسر کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
تاخت کردن، تاخت، پرخاش کردن، آزاررساندن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
خاطرنشان ساختن، متذکر شدن، یادآوری کردن اعتراض کردن انتقاد کردن، به نقدکشیدن مزاحم شدن، پاپی شدن، ایجاد دردسر کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
تاخت کردن، تاخت، پرخاش کردن، آزاررساندن