واژه جو

متبلج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

متبلج . [ م ُ ت َ ب َل ْ ل ِ ] (ع ص ) صبح روشن . (آنندراج )(ناظم الاطباء). ◄ خندان و شاد. (آنندراج ). خنده کننده . (ناظم الاطباء). و رجوع به تبلج شود.

معنی متبلج | واژه جو