مات/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(ص.) تار، کدر.<br>مترادفها و واژههای مرتبطحیران، شگفتزده، گیج، متعجب، حیرتزده، مبهوتتیره، تار، رنگپریده، رنگرفته، کبود، کدرشهماتواژه قبلی: مابینواژه بعدی: مات کردن