مات کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(کَ دَ) (مص م.)<BR>۱- سرگردان کردن.<BR>۲- مغلوب کردن شاه در بازی شط رنج.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبه تعجبواداشتن، شگفتزده کردن، مبهوت کردن، بهتزده کردنحیران کردن، حیرتزده کردن، متحیر کردن، سرگردان کردنعاجز کردن، درمانده کردنواژه قبلی: ماتواژه بعدی: ماتادور