مأنوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ ع. ] (ص.) انس گرفته، خو کرده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ ع. ] (ص.) انس گرفته، خو کرده.
مترادف و متضاد واژهدان
آشنا، اخت، دمساز، مالوف، محشور، همدم، همنشین آمخته، خوگر، رام، معتاد (متضاد: نامانوس)
فرهنگ طیفی واژهدان
مألوف، مصرفی، طبیعی، عادی، معمولی، سنتی، مرسوم
واژگان فارسی سره واژهدان
دمساز، خوگرفته، خو گرفته، آشنا، اخت شده
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی