واژه جو

لشکری کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لشکری کردن . [ ل َک َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سپاهیگری کردن . در عداد سپاهیان درآمدن : تا آنگه که از آنجای بروند به لشکری کردن یا بمیرند یا پیر شوند. (حدود العالم ).

معنی لشکری کردن | واژه جو