قصیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قصیم . [ ق َ ] (ع ص، اِ) پنبه ٔ دیرینه، یا درخت کهنه ٔ آن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ ضعیف و سریعالانکسار و زودشکن : رجل قصیم ؛ ضعیف سریعالانکسار. (اقرب الموارد). ◄ ج ِ قَصیمة.(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قصیمة شود.
قصیم . [ ق َ ] (اِخ ) موضعی است میان یمامه و بصره . (منتهی الارب ).
قصیم . [ ق َ ] (اِخ ) موضعی است بر کنار راه کسی که به بطن فلج رود. (منتهی الارب ) (معجم البلدان ).