واژه جو

قزیع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قزیع. [ ق ُ زَ ] (اِخ )تیره ای است از بجیله از دوده ٔ قزیعبن فتیان بن ثعلبةبن معاویةبن یزیدبن غوث بن انماربن اراش . (اللباب ).

معنی قزیع | واژه جو