واژه جو

قروف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قروف . [ ق َ ] (ع ص ) مرد بسیار ستم دار. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). مرد بسیار ستمکار. (آنندراج ). ◄ نافرمان . از حد گذرنده . ◄ سخت جنگ کننده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). الحراب . (اقرب الموارد). ج، قُرْف . (منتهی الارب ) (آنندراج ).

معنی قروف | واژه جو