واژه جو

قروع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قروع . [ ق َ ] (ع ص ) چاه کم آب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). الرکیة القلیلةالماء. (اقرب الموارد). ◄ چاهی که از اعلای کوه تا پایین او کنده شود. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ).

معنی قروع | واژه جو