واژه جو

قرمیسین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قرمیسین . [ ق َ ] (اِخ ) معرب کرمانشاهان که شهری است قریب دینور. (منتهی الارب ). میان آن و همدان سی فرسخ است . (معجم البلدان ). رجوع به کرمانشاهان شود.

معنی قرمیسین | واژه جو