واژه جو

قرامة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قرامة. [ ق ُ م َ ] (ع اِ) پوست پاره ٔ بریده ٔ آونگان گذاشته از بینی شتر. ◄ نان سوخته ای که در تنور بماند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ عیب . ◄ کرکره ٔ شتر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پنجم سپل شتر. (ناظم الاطباء).

معنی قرامة | واژه جو