واژه جو

فیروزقباد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فیروزقباد. [ ق ُ ] (اِخ ) شهرکی نزدیک باب الابواب یعنی دربند شیروان . (یادداشت مؤلف ). و انوشروان در اینجا کاخی ساخته بوده بنام باب فیروزقباد. (معجم البلدان ).

معنی فیروزقباد | واژه جو