فشردگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فشردگی . [ ف َ / ف ِ ش ُ دَ / دِ ] (حامص ) افشردگی . (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به افشردگی شود.
مترادف و متضاد واژهدان
تراکم قبض
فرهنگ طیفی واژهدان
تراکم، فشار، سنگینی، تحمیل، تنگنا، تنگی فشار هوا، هوای فشرده استنوسیس، اختناق، خفگی، خفهسازی، فقدان هوا تنگی نفس، آسم آبگیری، اعتصار، آبلمبو کردن خشکسازی محدودیت