فشرده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوممترادف و متضاد واژهدانلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومفشرده . [ ف َ / ف ِ ش ُ دَ / دِ ] (ن مف ) فشارداده شده و افشرده شده . (ناظم الاطباء). افشرده . (فرهنگ فارسی معین ).مترادف و متضاد واژهدانمجمل متراکم محکممترادفها و واژههای مرتبطمجملمتراکممحکمواژه قبلی: فشردنواژه بعدی: فشرده شدن