واژه جو

فس فس کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فس فس کردن . [ ف ِ ف ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) به کندی کاری را انجام دادن . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فس فس شود.

معنی فس فس کردن | واژه جو