فرسوده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(فَ دِ) (ص مف.)<BR>۱- ساییده.<BR>۲- کهنه و پوسیده شده.<BR>۳- آزرده شده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطاسقاط، فکسنیپوسیده، رمیمخسته، کسل، واماندهواژه قبلی: فرسودنواژه بعدی: فرسپ