فرسودن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ دَ)<BR>۱- (مص ل.) ساییده شدن.<BR>۲- کهنه و پوسیده شدن.<BR>۳- (مص م.) ساییدن.<BR>۴- کهنه و پوسیده کردن.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ دَ)<BR>۱- (مص ل.) ساییده شدن.<BR>۲- کهنه و پوسیده شدن.<BR>۳- (مص م.) ساییدن.<BR>۴- کهنه و پوسیده کردن.<br>