فراخ رو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. رَ یا رُ) (ص فا.)<BR>۱- به شتاب رونده، به عجله رونده.<BR>۲- کسی که از حد خود تجاوز کند.<BR>۳- ولخرج، اسراف کار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. رَ یا رُ) (ص فا.) ۱- به شتاب رونده، به عجله رونده. ۲- کسی که از حد خود تجاوز کند. ۳- ولخرج، اسراف کار.
(~.) (ص مر.) ۱- گشاده رو، خوش - رو. ۲- خوش گذران.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراخ رو. [ ف َ ] (ص مرکب ) مردم گشاده رو و شکفته و خندان . ◄ کسی که پیوسته به عیش و عشرت گذراند. (برهان ). ◄ آن که با مردم خوشرویی و خوش خلقی کند. (برهان ) (ناظم الاطباء). فراخ روی . رجوع به فراخ روی شود.
فراخ رو. [ ف َ رَ / رُو ](نف مرکب ) به تعجیل و شتاب رونده . ◄ کسی که از حد خود بیرون رود. مسرف . هرزه خرج . (برهان ).