واژه جو

غرمول

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غرمول . [ غ ُ ] (ع اِ) نره، یا نره ٔ سطبر نرم فروهشته ٔ ختنه ناکرده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (تاج العروس ). گفته اند غرمول را در جانوران سم دار گویند. (از تاج العروس ). ◄ نره ٔ اسب . (دهار). قضیب اسب . (مهذب الاسماء). ◄ نره ٔ درازگوش . (دهار). نره خر.

معنی غرمول | واژه جو