واژه جو

غبور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

غبور. [ غ ُ ] (ع مص ) درنگ کردن و باقی ماندن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). باقی ماندن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). ◄ بگذشتن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (اقرب الموارد). ماضی شدن . (تاج المصادر بیهقی ). ذهاب . رفتن . از اضداد است . (اقرب الموارد).

معنی غبور | واژه جو