واژه جو

عضوحزب باد

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

فرصت‌طلب، جاسوس دوجانبه، مرتد، رفیق دزد و شریک قافله، چاپلوس، متقلب، دمدمی، نامرد، مزدور، شریک جرم، همدست

معنی عضوحزب باد | واژه جو