واژه جو

عشیب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عشیب . [ ع َ ] (ع ص ) مکان عشیب ؛ جای گیاهناک . (منتهی الارب ). محلی که عشب و علف در آن بسیار باشد. (از اقرب الموارد). ◄ مرد کوتاه بالا. (منتهی الارب ). رجل قصیر. (از اقرب الموارد).

معنی عشیب | واژه جو