واژه جو

عزموت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

عزموت . [ ] (اِخ ) (بمعنی تا بموت قوی ) نام موضعی است در بن یامین . وبرخی آن را همان حزمه دانسته اند که در شمال عناثوث یعنی عناثای تازه واقع است . (از قاموس کتاب مقدس ).

معنی عزموت | واژه جو